تبليغاتX
شوش

شوش

فيلم300 (سيصد) جوكي براي غربيها و توهيني آشكار به ايرانيان (نوشته هادی مهرابی)

به نام يزدان پاك

300film

وقتي كاخ هاي نيمه ويران هديش  تخته جمشيد را مي بيني كه خاكسترش تا امروز مانده يا آپاداناي شوش  خودمان را مي بيني كه بر خاك غلتيده است شايد با خود بگويي ديگر تمام شده است و بايد بپذيريم كه اينها تمام شده اند و تاريخ گذشتگان براي ما نان و آب نمي شود. اما وقتي همت غربيها را براي ساختن دروغهايي عليه همان تاريخ مي بيني مي فهمي كه نه چيز مهمي در دل اين خرابه هاست چيزي كه باعث مي شود وقتي اسكندر در دنياي واقعي مي آيد آريو برزن با تمام وجود و غيرت و تا آخرين قطره خون در دفاع از وطن به استقبالش مي رود اما وقتي از استوديوهاي هاليوود مي آيد مردم نيمه وحشي ايران با رقص و آواز به استقبالش مي آيند. براستي آن گنجي كه در دل اين خرابه هاست را چرا نمي بينيم؟ آنجا غرور ملت ماست كه آنها نمي توانند آن را تحمل كنند. صرف نظر از تمام مسائل سياسي جهان هزاران سال است كه سنگربان شرق به عنوان سمبل محبت، دوستي ، انسانيت و خداپرستي بوده ايم و اكنون نيز بايد سنگر را حفظ كنيم. در فيلم 300 درست مثل يك فيلم انيميشن كودكانه سعي شده تا در يك طرف كه اسپارتيها هستند به عنوان مظهر خرد، عشق و ميهن دوستي نشان داده شوند و در طرف ديگر ايرانيها كه در نهايت حماقت، شيطان صفتي و برده داري و وحشي گري هستند. اينها همه دروغ هستند و تقريبا از نظر تاريخي وارونه اند. چرا ؟ چون:

1-     در فيلم بارها عنوان مي شود كه ايرانيها براي به بردگي گرفتن اسپارتي ها آمده اند و در جايي از فيلم پادشاه اسپارت به خشايارشاه مي گويد شما اين همه برده داريد ديگر ما را براي چه مي خواهيد! و اين درحالي است كه بر اساس مستندات تاريخي ايرانيان باستان هرگز برده دار نبوده اند و در هرسرزميني كه حكومت كرده اند راه و رسم برده داري را برانداخته اند چنانچه كوروش بزرگ در كتيبه خود مي گويد "من برده داري را در بابل بر انداختم". عدالت محوري و مبارزه با برده داري هخامنشيان با توجه به آثار بي شمار تاريخي در اين زمينه مطلب مطلقا اثبات شده اي است.

2-     در فيلم اسپارتي ها را انسانهايي دانا و با خرد جمعي نشان مي دهد كه اين كاملا برخلاف مستندات تاريخي خودشان است چرا كه آتني ها در مستندات تاريخي خود همواره از خوي وحشي گري و غارتگري اسپارتها ناليده اند و فراموش نكنيد كه بعد از همين وقايع تاريخي اسپارتها پس از يك جنگ و محاصره طولاني آتن را كه نقش بزرگي در تمدن بشر ايفا كرده بود را براي هميشه نابود كردند و آكادميا را با خاك يكسان كردند.

3-     در فيلم سعي شده است تا شاه ايران (خشايارشاه) خود را در مقام خدايان يا حتي خداي خدايان! ببيند و در چندين مرتبه خود را شاه-خدا مي خواند و اين در حالي است كه در در تمام كتيبه ها و آثار هخامنشي هرگز چنين چيزي ديده نمي شود و حتي فروهر كه نماد روح انسان است دست به سوي آسمان دارد و در كتيبه ها از ياري اهورامزدا براي ساختن بناهاي باشكوه سخن گفته شده و همين خشايار شاه كه تصوير حكاكي شده او با لباسي بسيار زيبا و مفخر و ريش و مويي بلند در تخت جمشيد حك شده در كتيبه اي در كنار دروازه ملل مي گويد "به ياري اهورا مزدا دروازه ملل را بنا كردم". حال مقايسه كنيد خشايار شاه فيلم 300 را كه سري كچل و زشت كه حتي روي صورت خود حلقه هاي احمقانه اي وصل كرده خود را همرديف خدايان مي داند.

اگر چه يونانيها خود در زمان نوشتن تاريخ به خاطر رقابت ديرينه اي كه با ايرانيان داشتند متعصبانه (مثل نگاه ما به تورانيان) قلم مي زدند اما اين فيلم بي هيچ شكي كاملا مغرضانه است و حتي حرمت تاريخ يونانيان را حفظ نكرده است. و از جهت حتي توهيني به آنان است.

 با تشکر - مهرابی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 4:2  توسط ه م   | 

چغازنبیل

در 45 كيلومتري جنوب شرقي شهر شوش يكي از اعجب انگيزترين آثار باستاني جهان متعلق به 3200 سال پيش مشهور به زيگورات چغازنبيل وجود دارد  . چغازنبيل به ساختمان طبقاتي معبد ايلاميان كه توسط اونتاش گال پادشاه اين قوم در سال 1250 قبل از ميلاد ساخته شد اطلاق مي شود كه اين شهر را دور اونتاش نيز مي نامند. اين شهر متشكل از سه حصار تودرتوي خشتي است. دروازه اين شهر در قسمت شرقي بنا واقع شده است. در حد فاصل حصار اول و دوم كاخ هاي شاهي و آرامگاه سلاطين قرار دارند. در حد فاصل حصار دوم و سوم آثار و بقاياي تصفيه خانه آب مربوط به آن دوره است و در مركز حصار سوم معبد چغازنبيل قرار دارد. ابعاد معبد اصلي 105*105 متر است و تمام ساختمان از 5 طبقه ساخته شده است كه امروزه حدود 5/2 طبقه آن باقي مانده است. ارتفاع اين بنا 53 متر بوده و امروزه حدود 25 متر آن باقي مانده است.

چغازنبيل به بناي زيگورات  محدود نمي شود بلكه مشتمل به حصاري است كه با وسعت 800*1200 متر حول يك مجموعه گرد آمده است . محوطه مقدس چغازنبيل  از طريق هفت دروازه با محيط اطراف ارتباط دارد . در درون اين مجموعه سه معبد با حياطهاي سنگ فرش وانبارهاي متعدد آلات وادوات جنگي قرار دارد .

 

نكته قابل توجه در ساخت اين بنا اين است كه تمامي طبقات اين بنا بروي خاك بكر قرار گرفته اند.

اين معبد در سال 640 پيش از ميلاد به دست آشور بانيپال ويران شده است.

عمليات باستان شناسی اين بنا در سال 1325 آغاز شد و تا سال 1341 ادامه داشت .  باستان شناس و تاريخ نگار معروف گيرشمن به همراه همسرش در حفاری های آن شرکت داشتند.

چند وقت پيش از طرف يكى از شركت هاى وابسته به شركت نفت قرار بود TNT در اطراف آن كارگذاشته و براى نفت، لرزه نگارى شود كه جلوى آن گرفته شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 21:55  توسط ه م   | 

ادامه هفت تپه

در آرامگاه سكوي بزرگي ايجاد شده كه توسط ديوارچههاي كوتاهي به سه بخش تقسيم ميشده است. در بخش شمالي هفت اسكلت قرار داشته، بخش مياني كه كوچكتر از دو بخش ديگر است، بدون اسكلت و بخش جنوبي داراي دو يا سه اسكلت بوده است. در پاي سكو در جنوبيترين قسمت آرامگاه، مجاور درب ورودي تعداد ده اسكلت بصورتي بي نظم بر روي هم قرار داشتند. به اين ترتيب مجموعاً حدود 21 يا 22 اسكلت در معبد پيدا شدهاند. تقسيم بندي سكوي آرامگاه به بخشهاي مختلف خود گواه اينست كه اين مقبره براي تدفين اشخاص متعددي ساخته شده و احتمالاً يك آرامگاه شاهي نميباشد. وجود اسكلتهاي متعدد بر روي سكو و انباشته كردن اسكلتهاي قديمي در گوشه آرامگاه نيز  اين مسئله را تأييد ميكند. با توجه به اكتشافاتي كه در  نقاطِ مختلفِ منطقه انجام شده است، درب ورودي آرامگاه پس از هر تدفين با سنگ يا آجر بسته و در هنگام تدفينهاي بعدي مجدداً باز ميشده است. مشاهداتي كه در هفت تپه شده، نيز حاكي از اين مسئله ميباشد. 

شوش
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 17:59  توسط ه م   | 

چغازنبيل و هفت تپه

هفت تپه

محوطه باستاني هفت تپه حدود 15 كيلومتري جنوب شرقي شهر شوش واقع شده و همانطور كه از نام آن پيداست از تپههاي متعددي تشكيل شده است. گستردگي اين محوطه باستاني به مراتب باعث جلب توجه كاوشگران مختلف قرار گرفته است. اولين عمليات حفاري به سرپرستي دكتر عزت الله نگهبان در سال 1344 در اين محل آغاز گرديد كه تا سال 1357 ادامه يافت. بررسيهاي سطح الارضي كه قبلاً مَك آدامز (Robert McC Adams) در اين ناحيه انجام داده بود، گوياي اين مسئله بودند كه اين محوطه گسترده باستاني فقط در دوره محدودي مسكوني بوده است .

در هفت تپه قسمتي از يك ديوار خشتي و طاقي آجري در هنگام تسطيح زمين و راه سازي توسط بولدوزرهاي طرح نيشكر هفت تپه نمايان گرديد. اين محل توسط هيئت حفاري به عنوان نقطه شروع كار انتخاب شده و با ايجاد  شبكهاي كه داراي خانههاي 10 × 10 متر بود که عمليات حفاري از اين محل به سمت جنوب ادامه پيدا ميكرد. خاكهاي ناشي از حفاري در قسمت شمال غربيِ محوطه حفاري، در مجاورت تپهاي كه مجموعه آرامگاهها بر روي آن واقع شده، انباشته شده‌اند. با ادامه كاوش در طول فصلهاي بعدي، ترانشههاي متعددي به ابعاد 10 ×10 متر حفاري شدند كه تعداد آنها مجموعاً حدود 150 ترانشه ميباشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 17:55  توسط ه م   | 

تاريخ شوش نوشته هادي مهرابي

شهر شوش از دير باز بستر تولد و گسترش تمدنهاي بزرگي بوده است ، تمدنهايي که اکنون چهره اي ماندگار در تاريخ از آنان به جا مانده است.

ايلامی ها

در ابتداي تاريخ بشر که انسان متمدن با اختراع ذوب فلز و خط به پيشرفت چشمگيري دست يافته بود منطقه بين النهرين جايگاه ويژه اي داشت. سه تمدن مشهور در اين قسمت در جوار يکديگر مي زيستند:آشوري ها ، ايلامي ها و بابلي ها . شوش پايتخت ايلام از موقعيت ممتازي برخوردار بود. ايلام در واقع تلفظ آشوري سرزمين هل تم تي به زبان ايلامي است و هل تم تي به معناي سرزمين خدايان است.دلايل اصلي پيشرفت ايلامي ها و پايتخت آنان شوش از حدود 7000 سال پيش به اين شرح است: 1- دلايل ژنتيکي مبتني بر هوش ذاتي 2- دلايل اقليمي و مناسب بودن جلگه خوزستان براي کشاورزي و دامپروري 3- رقابت با تمدنهاي مجاور خصوصا" تمدنهاي بين النهرين.

به اين ترتيب ايلامي ها توانستند براي هزاران سال در پايتخت خود شوش قدمهاي بسيار موثري براي پيشرفت خود و تمدن بشر بردارند، به طوريکه پيشرفت خط، معماري، ذوب فلزات و شيشه و هنر پيکر تراشي همگي مديون مردمان ايلام است. گستره سرزمين ايلام گاهي بسيار وسيع بوده است به طوريکه گاهي تمامي تمدن هاي بزرگ اطراف خود را مطيع خويش مي ساختند و تمدن آنها تا مرزهاي مصر گسترش مي يافت. در آن هنگام شوش علاوه بر پايتخت بودن يک شهر مذهبي و کانون عبادي تمام عيار محسوب مي شد.آثاري که از شوش، هفت تپه، چغازنبيل و ايذه به دست آمده است حقايق زيادي را در مورد نوع زيست و نگاه ايدئولوژيک آنها روشن ساخته است اما بسياري از سوالات راجع به تمدن ايلامي هنوز در پرده ابهام باقي مانده است.

از ميان آثار باستاني شوش در دوره ايلامي پيکره خدايان جايگاه ويژه اي دارد. يک نمونه که در موزه لوور نگهداري مي شود و از جنس طلاست بسيار چشمگير است. جام معروف شوش که چند نمونه از آن در اکتشافات باستاني به دست آمده است و يک نمونه آن در موزه لوور فرانسه نگهداري مي شود اثري بسيار زيبا و سمبوليک است. نوع اغراقي که در تصاوير روي جام به کار رفته است انسان را به ياد سبک هاي هنري معاصر مثل کوبيسم مي اندازد. معبد چغازنبيل و آثاري که در آن کشف شد اوج درخشش تمدن ايلامي را نشان مي دهد. حفاري ها و پژوهش هاي آقاي گيرشمن در ابتداي قرن گذشته نشان داد که ايلامي ها از عناصر طبيعي مثل شيشه ، قير ،فلزات و لعاب کاشي در ساختمان سازي استفاده مي کردند. استفاده از چرخ در ابعاد بزرگ و ايجاد شکافهاي موازي روي زمين به مثابه ريل از ديگر ابتکارات بي نظير ايلامي ها بوده است. نوع روابط اجتماعي و شيوه هاي قانون گذاري نيز در دوره ايلامي بسيار جالب توجه است و زمينه اي بسيار جالب و بکر براي پژوشگران تاريخي است.

هخامنشیان

پس از سقوط ایلامی ها شوش برای مدتی اعتبار و شکوه خويش را از دست داد اما با ظهور بزرگترين سلسله تاريخ یعنی هخامنشيان و به دليل علاقه و رابطه آنها با ایلامی ها ، شوش بار دیگر اعتبار و منزلت بسیار یافت. در این زمان شوش به مدت چهار قرن به عنوان مهمترین پایتخت هخامنشیان در جهان شناخته می شد. پادشاهان هخامنشی بناهای باشکوه بسیاری در شوش ساختند و سفرای سیاسی کشورها در شوش به دیدار شاه می رسیدند. پيوند و تعهد ملل مختلف در ساخت بناهای شوش در آثاری که به دست آمده مشهود است. داريوش در کتيبه ای در شوش می گويد : "به یاری اهورامزدا کاخ با شکوه شوش را بنا کردم".

دشتهای حاصلخيز شوش دير زمانی شاهد حرکت سربازان هخامنشی برای فتح مصر و یونان بود و جهان متاثر از فعاليت های سياسی بود که در شوش اتفاق می افتاد. و شوش که در آن زمان چندين هزار سال از عمر خود را سپری کرده بود به بالاترين موقعيت سياسی رسيد. اما با حمله اسکندر به ايران و شکست آريوبرزن در جنگ با يونانیان و ورود آنان به شوش ، اين شهر ديگر هرگز  آن شکوه و عظمت را بازنيافت. نقل است که اسکندر در شوش دستور داد تا سردارانش از دختران نجيب زاده ايرانی همسرانی برای خود برگزینند. سربازان اسکندر قبل از عزيمت ايشان به فلات مرکزی ايران، بسیاری از آثار باشکوه هخامنشی در شوش را ويران کردند و شهر در غم شکست ايرانیان به سوگ نشست.

سلوکيان و پارتيان

 پس از روی کار آمدن سلوکيان شوش به عنوان یک مرکز تجاری ، به صورت تقريبا" مستقلی اداره می شد. چنين وضعيتی تقريبا" تا پايان دوره اشکانی حاکم بود. از معدود آثار مکتوبی که از سلوکيان به دست آمده ، کتيبه هایی است که در شوش یافت شده است. سلوکيان برای ايجاد ارتباط تجاری قوی تر ميان شوش و سرزمين های دیگر اقدام به کانال کشی رودخانه کارون(ائولایوس) نمودند. و بدین ترتيب ادویه و کالا از هند و عربستان از طریق دریا در بازار شوش تجارت می شد. سکه های یافت شده در شوش حقايق زیادی از دوره سلوکیه و اشکانی روشن ساخته است. در دوره پارتيان شوش متاثر از کشمکش ايران و روم بود  و  یونانیان به همراه بقایای ایلامی و یهودی و  سایر ملل ساکن در شوش اکنون قسمتی از کشور پهناور اشکانی بودند.

ساسانيان

در دوره ساسانيان شوش به همراه شوشتر و جندي شاپور به عنوان مراكز اقتصادي توليد و صادرات ابريشم به اقصي نقاط جهان مطرح بودند. در ابتداي دوره ساساني و اواخر پادشاهي شاپور دوم شورش و نافرماني بوجود آمده در شوش بوسيله حمله شاپور با فيل فرو نشست و شهر به ويرانه اي مبدل شد كه آثار آن هنوز در شوش وجود دارد. پس از اين حادثه شهر شوش به "ايران خره شاپور "به معني شكوه ايران به دست شاپور تغيير نام داد  و در شمال شهر شوش شهر "كرخادي لادان" ساخته شد كه بعدها به " ايران آسان كر كواد " به معني كواد ايران را آرام ساخت تغيير نام داد. در اين زمان پس از شكست روم از ايران و انتقال اسراي رومي به شمال خوزستان اين منطقه تحت تاثير حضور آنان قرار گرفت. با نفوذ مسيحيت شوش به قسمتي از نواحي اسقفي قرار گرفت. با ظهور ماني و آيين او تمام منطقه غرب و شرق تحت تاثير آيين او قرار گرفت و در نهايت ماني در زمان بهرام يكم و با فشار موبدان در زندان بيلاباد (گندي شاپور) از توابع شوش كشته شد.

"هادي مهرابي"

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 19:54  توسط ه م   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 19:50  توسط ه م   |